تبليغاتX
یک گام تا نمایندگانی بهتر از قبل

یک گام تا نمایندگانی بهتر از قبل

سخنراني منتشر نشده اي از شهيد باكري/ مجلس، حاصل خون شهداست

متن زير، سخنراني با ارزشي از سردار رشيد اسلام شهيد مهدي باكري در جمع رزمندگان لشكر عاشوراست

الحمدلله الذي هدانا لهذا و ما كنا لنهتدي لو لا ان هدانا الله. با درود و سلام به پيشگاه معظم وليعصر، امام زمان، عجل الله تعالي فرجه الشريف [صلوات رزمندگان] و بر نايب برحقش امام امت و درود و سلام به ارواح مطهر شهداي اسلام. درود و سلام بر خانواده هاي معظم شهدا، درود و سلام بر ملت مسلمان، مؤمن و با استقامت ايران و درود و سلام بر رزمندگان پاكباخته اسلام. من عذر مي خواهم از سروران عزيز و روحانيون گرامي كه بجاي اينكه از خدمتشان كسب فيض كنيم، بايد صحبت كنيم. ولي چاره اي نبود؛ بدليل اينكه مي خواستيم با برادران آشنا بشويم و انشاء الله عرض سلامي كنيم خدمتشان.

در اول صحبت هايم، بدليل اهميت ويژه اي كه مسئله انتخابات دارد، به اين مسئله مي پردازم؛ با اينكه برادران خودشان واقف هستند به اهميت مسئله انتخابات و امام گرامي بارها خودشان فرموده اند، روحانيون و شخصيت هاي جمهوري اسلامي كرارا گفته اند و... مجلس حاصل خون شهداست و اهميت آنرا امام كرارا به ما فرموده اند. بنابراين برادران حتما، چه آنهايي كه حاضر هستند و چه برادراني كه احيانا نيامده اند، به آنها هم تأكيد كنيد كه بيست و ششم ماه، روز انتخابات است. تمام بردران سعي كنند با رأي هاي خودشان كه مثل پتك هاي آهنيني است كه بر سر جنايتكاران عصر حاضر زده مي شود در انتخابات شركت كنند و رأي خودشان را بدهند و خداي نكرده خاطرشان نرود، جائي نروند كه از اين فيض بزرگ بي نصيب بمانند.

در مورد كانديداهايي كه در اين منطقه تعيين شده اند كه ما بتوانيم به آنها رأي بدهيم... رزمندگاني كه در هر منطقه هستند برابر ضوابطي كه تعيين شده بايد به كانديداهاي همان منطقه رأي بدهند. پس برادران ما اينجا به كانديداهاي شهر اهواز رأي خواهند داد. در مورد رفقائي كه ما آنها را نمي شناسيم و يا نمي دانيم كه بايد به چه كسي رأي بدهيم، از امام بزرگوار سؤال شده و فرموده اند كه از علماء همان شهر سؤال كنيد، هر كسي را كه آنها تأييد كنند برادران هم به همان نمايندگان رأي بدهند. بنابراين برادران اگر امكانش براي خودشان هست كه خدمت امام جمعه اهواز و يا علمائي كه آشنا هستند برسند، برسند. اگر مقدور نيست، اينجا با مراجعه كردن به برادران عزيز روحاني كه در واحدهايتان و يا در روابط عمومي هستند مي توانيد با كانديدايي كه مورد تأئيد علماء هستند و ما موظفيم كه به آنها رأي بدهيم آشنا شويد. اسامي كليه كانديداها را چه بسا روز انتخابات بزنند همه جا. نُه نفر كانديد هستند و سه نفر بايد انتخاب بشوند. برادران طبق تكليفي كه امام در شناختن نماينده واقعي كرده اند كه امت اسلامي بايد به مجلس بفرستند و تأكيد زيادي در اين مورد داشتند، دقت بكنند. دقت بكنند كه آن سه كانديدايي را كه مورد تأئيد علماي اين شهر هستند بشناسند. (مكث طولاني – با كسي به آرامي صحبت كوتاهي انجام مي دهد) ...تأكيد مي شود كه برادران حتما سعي كنند كانديداها را بشناسند و رأي بدهند كه اهميت اين مسأله بر همه واضح است.

 حمد و ستايش خداوند متعال را كه ما را به اين مقام، به اين منزلت و به اين جايگاه راهنمايي كرد كه اگر هدايت و لطف الهي نبود ما خودمان قادر نبوديم كه به اين مقام و منزلت راه پيدا كنيم. اين معني آيه اي است كه در اول صحبت ها خدمت برادران خواندم.

 مطالبي كه خدمت برادران عرض مي كنم بنا به وظيفه و مسئوليتي است كه دارم و در اول، خودم بيشتر استفاده خواهم كرد از اين مطالب براي تربيت خودم و خداي نكرده اينطور نيست كه برادان يا جمعي از برادران مورد خطاب باشند. ولي مطالبي هستند كه بايد شنيده شوند و بر ما كه بعنوان سرباز اسلام در جبهه اسلام حضور پيدا كرده ايم لازم است كه بدانيم. يقينا خودتان واقف هستيد ولي تكرارش خالي از نفع نيست. يقينا برادران عزيز من برايشان اين سؤال پيش آمده و جواب هم با دلايل محكم نزدشان موجود است كه ما براي چه به اينجا آمده ايم و از آمدن به اينجا چه انتظاري از ما مي رود و براي اينكه اين انتظار برآورده شود چه وظيفه و تكليفي بر عهده ماست و چه اعمالي بايد در بيست و چهار ساعتي كه از عمر ما و حضور ما در اينجا مي گذرد از ما سر بزند. برادران عزيز در كنار اعتقادات و ايمان راسخي كه به اسلام عزيز دارند، پيرو اطاعت از فرمان خدا، براي دفاع از اسلام و نواميس مسلمين و اطاعت از امام امت در جبهه ها حضور پيدا كرده اند. ولي اين را بدانيم كه همانطور كه خداوند متعال مي فرمايد، اين حضور يك نعمت و منت بزرگ است كه او بر گردن ما نهاده چرا كه واقعا ماها خودمان قادر نبوديم كه به اينجا، به اين منزلت، يعني جايگاه سرباز اسلام و رزمنده اسلام بودن راه پيدا كنيم مگر اينكه خداوند متعال خودش ما را هدايت كند. ببينيد كه ما چقدر بايد شكرگزار و منت پذير خداوند متعال باشيم كه اين سعادت بزرگ و اين بزرگ مقام و منزلت را نصيب ما كرده و اگر شب و روز شكر كنيم باز به اندازه اي كه بايد خداوند متعال را شكر بگوئيم، حق شكر اين نعمت و منت را بجا نياورده ايم.

 حضور پيدا كردن ما دراينجا براي آزمايش هايي است كه خداوند متعال ما مسلمين را بخاطر اينكه ما را خلق كرده و روي زمين قرار داده به آنها مي آزمايد؛ «الذي خلق الموت و الحيات ليبلوكم ايكم احسن عملا». ضمن اينكه بايد منت پذير و شكرگزار خداوند متعال باشيم كه ما را هدايت كرده و به اندازه اي نعمت به ما ارزاني كرده كه آمده ايم و در اينجا حضور پيدا كرده ايم، لباس اسلام را به تن كرده ايم، اسلحه اسلام را به دست گرفته ايم و در جبهه اسلام صف آرائي كرده ايم مقابل كفار، بايد بدانيم كه ما در حال آزمايشيم. هدف اين نيست كه صرفا جنگي واقع شده باشد و ما شركت كرده باشيم و صدامي هم در طرف مقابل باشد كه با حملات ما، صدام يا امثال صدامها از بين بروند و اين صرفا جنگ يك كشور با كشور ديگر باشد. خداوند متعال مي فرمايد ما خودمان مهلت داده ايم به اين ظالمها، به اين طغيانگرها، به اين كافرها كه طغيان كنند، ظلم كنند. در طرف مقابل، در برابر ظلم و طغيان اينها، مؤمنين آزمايش مي شوند. چرا كه نحوه برخورد و مقابله ما بعنوان بنده تسليم خداوند متعال با كافران و ظالمين را خداوند متعال مشخص كرده كه چطور بايد باشد. ظالم در طرف مقابل ماست و ما در صحنه آزمايشيم كه چطور برخورد خواهيم كرد با اين ظالمها و طغيانگرها.

 من خيلي ناقص عرض مي كنم مطالب را براي اينكه اين خيلي قابل بحث است و از طرفي هم وقت كفايت نمي كند و هم آگاهي من نسبت به اين مسأله كم است. به اندازه اي گفتم كه لازم بود به برادران گفته شود. ما ضمن شكرگزاري بايد بدانيم كه در حال آزمايشيم و لحظه لحظه هاي ما، كوچكترين اعمال ما، كوچكترين نيات ما در بوته آزمايش است و اين صحنه ها براي اين است كه ما آزمايش پس بدهيم و الا نابودي صدام دست ما نيست همانطور كه آفريننده صدام هم ما نيستيم! او را همان خالق و خداوند متعال آفريده و مرگ او و بر افتادن حكومتهاي ظالم و ستمگر هم دست خداوند متعال است. اينها صحنه هائيست جهت آزمايش ما و ما بايد شكرگزار و منت پذير باشيم كه سعادت پيدا كرده ايم و حضور پيدا كرده ايم.

 ولي در اين حضور، يقينا برادران انتظاراتي دارند. علاوه بر اينكه شكر مي كنيم كه خدايا اين نعمت بزرگ را به ما داده اي، سعادت نصيب ما شد، ما با حضور در اينجا و با مجاهدت در راه تو عاقبت بخير مي شويم و چه بسا سعادت بيشتري نصيب ما شود كه همانا شهادت است و شكرگزار تمام اينها هستيم، يقينا تمام رزمندگان انتظاري از حضور در اينجا دارند و آن پيروزي است؛ از هر رزمنده اي كه اينجاست يا عازم جبهه است وقتي مي پرسي مي گويد مي رويم بجنگيم تا پيـــــروز شويم. ولي لازم است دقت كنيم كه اين پيـــــروزي دست كيست. «و من نصر الا من عند الله»؛ در صحنه اي كه مسلمين با كفار مي جنگند پيروزي دست خداوند متعال است. آيا پيروزي ما بستگي به اين دارد كه تعداد تانك و هواپيما و نيرو و قوا و وسايل و ادواتمان از دشمن بيشتر باشد؟ آيا به اين بستگي دارد؟ فقط به اين بستگي دارد كه نيروي ما ورزيده و چترباز و نيروي ويژه و امثال اينها كه در دنيا معمول است و تكيه دارند به اينها، باشد؟ آيا بستگي به اين دارد؟ بستگي به اين دارد كه تيربار و مهماتمان بيشتر باشد؟ هليكوپترمان بيشتر باشد؟ اگر اينها فراهم باشد ما صد در صد پيروزيم؟ خداوند متعال مي فرمايد، اين آيه مي گويد؛ و من نصر الا... «الا» من عندالله. پيروزي مسلمين فقط دست خداست. و آن پيروزي كه ما به آن معتقديم آن پيروزي نيست كه در جنگهاي بين دولتهاي موجود روي كره زمين مي بينيم كه هر كه ادوات و سلاح و امكانات بيشتري داشته باشد هجوم ميآورد و ديگري را له و پايمال مي كند و رد مي شود. اين مطلوب ما نيست اصلا، در جهت عقيده ما نيست، ما اعتقاد نداريم به اين. نه كسي بخاطر حكومت مي جنگد، نه كسي بخاطر پول مي جنگد، نه كسي بخاطر تصاحب زمين مي جنگد. البته بخاطر اين چيزها هم مي جنگند ولي نه اين سربازها، مزدورها اينطورند! چنانكه در دنيا معمول است؛ خانه و ماشين و حقوق كلان مي دهند، او هم طوري مي جنگد كه زنده بماند و نميرد! اين معمول است و انجام مي پذيرد. ولي اين جماعت و اين ملت و اين مملكت براي اين نمي جنگد براي اينكه اعتقادي به اين ندارد.

 حالا كه ما كرارا ديده ايم در صحنه هاي مختلف و اعتقاد قلبي داريم به اين و فرمايش خود خداوند متعال است كه «و من نصر الا من عند الله» پس ما اين وسط چه كنيم؟! مي خواهيم پيروز شويم و پيروزي هم كه دست خداست. پس تكليف ما چيست؟ چاره ما چيست؟ تكليف ماها اين است كه زمينه را در صحنه هاي نبرد طوري آماده كنيم كه خداوند متعال پيروزي را به ما عنايت كند. پيروزي براي اينكه نازل شود بايد صحنه هاي نبرد و صحنه هاي جبهه مان را طوري آراسته و آماده كنيم كه رضايت خداوند متعال در آن است و خواسته اوست. آنوقت است كه يقينا پيروزي نصيب ما خواهد شد. پس مايي كه به هر حال سه ماه، پنج ماه، شش ماه، يكسال، دو سال در جبهه حضور پيدا مي كنيم و اگر از تك تكمان سؤال شود كه...

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم بهمن 1390ساعت 14:7  توسط   | 

برره ای ها به مجلس میروند!!!!!(12)

کیانوش جواب داد:در جواب کسایی که میگن گفتمان چیه باید بگم  که گفتمان یعنی یه مفهوم، یه معرفت، یه خواسته که در یه برهه از زمان مطرح میشه و یه جورایی همه گیر میشه. اهمیت این مسئله اونقد زیاده که میگن:  گفتمان یک جامعه مثل هواست. همه  تنفسش می کنن. چه بدونن، چه ندونن، چه بخوان، چه نخوان.

گفتم: من موندم  این گفتمان رو چه کسایی مطرح میکنن؟  جواب داد: بستگی داره. یادمه یه زمان گفتمان آزادی بود. الان هم گفتمان عدالته. اما تعیین گفتمان وظیفه ی نخبه هاو بزرگان و به قول خودمون ادم حسابی هاست اما اگه خدایی نکرده کم کاری بشه  و گفتمان سازی بیفته دست نا اهلان و نامحرمان. نتیجه اش میشه این گفته : این عمار؟

گفتم: کیانوش بعضیا گفتمانی رو مطرح میکنن ولی پای عمل که می رسه کم میارن و این باعث بد بینی مردم شده

ـــ حرفت درست و منطقیه.ما دو بخش داریم که یکیش گفتمان سازی  و بخش دیگه ش نزدیک کردن اون گفتمان به اجراست و این با کارهای جداجدا شده وبرنامه ریزی نشده به دست نمیاد.یه برنامه ریزی قوی و پایه ای می خواد.این کار مثل دمیدنِ پیوسته تو یک وسیله ی فشاریه که میتونه آب یا هوا رو به نقاطِ مختلفی که مورد نظره، برسونه. مث یه کوره که باید مدام توش دمید تا شعله ش باقی بمونه  این کار هیچ وقت نباید متوقف بشه.

کیانوش ادامه داد: خوبیِ گفتمان سازی به اینه که توش نیازهای مردم مطالبه میشه. مثلا تو سال 76 مردم احساس کردن به آزادی نیاز دارن. پس گفتمانی که مطرح شد گفتمان ازادی بود. توسال 84 مردم  عدالت رو مطالبه کردن و نتیجه ش شد گفتمان عدالت. کاملا مشخصه  که، گفتمان، ارتباط ِ مستقیم با نیازهای مردم داره ! مهم ترین  نکته که باید رعایت بشه اینه که گفتمان  سازی با  شعارهای انقلاب اسلامی مطابقت داشته باشه.چرا ؟ چون به قول امام، دردهای مردم با عمل کردن به شعارهای انقلاب اسلامی مداوا میشه.فقط من در عجبم چرا عده ای میگن گفتمان دردی از مردم رو دوا نمی کنه!!!

واقعا از حرفای کیانوش درس می گرفتم.با خودم فکر می کردم. گفتمان صحیح مثل یه تابلو سر دوراهی میمونه که راه  درست رو به ادم نشون میده! به کیانوش گفتم: یولّاش! حقیقتا به خاطر همین دغدغه (گفتمان سازی و نزدیک کردن گفتمان به اجرا)  دنبال طرفداران حق و حقیقت هستیم. طرفداران حقیقتی که بی هیچ ترسی  حق رو مطالبه می کنن  و ملاک عملشون رضایت خدا و اطاعت از ولی فقیه  زمانشونه. اونقد این فاکتور مهمه که میشه افراد را از روی گفتمان شون و پتانسیل لازم برای اجرا شناخت. همون طور که میشه از روی طرفدار هاش بشناسی.

یولاش: رفیق

ادامه ی مطلب روز شنبه 15 بهمن 90

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم بهمن 1390ساعت 22:24  توسط   | 

برره ای ها به مجلس میروند!!!!!(11)

کیانوش بهم گفت: باورت میشه چه قدم بزرگی برداشته شده؟ به کیانوش نگاه کردم چقدر از ته دل حرف میزد. کیانوش ادامه داد: مهمتر از نتیجه ی انتخاباتی که پیشِ رومونه؛  این حرکتیه که اتفاق افتاده! حرکتی که خودش یه نقطه قوت خیلی بزرگه! گرفتی چی  شد؟ یعنی  اهمیت انتخابات مجلس پیش مردم به جایی رسیده که به جای اینکه کاندیدا بیان سراغ مردم، مردم رفتن سراغ آدم حسابیا. میدونی  مهم ترین نکته ای که تو این قضیه هست و باید رعایت بشه  اینه که شخص  مهم نیست، افکار مهمه، گفتمان مهمه        

  گفتم:  زدی تو خال پسر!  نکته  همینه،  اشتباهی که خیلیا مرتکب شدن همین بود اومدن شخص رو اصل قرار دادن

کیانوش گفت: آفرین. یادمه رهبر یه جمله ای گفت که به دلم نشست گفت: امامِ بدونِ افکارِ امام، امامِ بی هویته.  مهم گفتمانی هست که مطرح میشه وتا حد  وسع بهش عمل میشه

گفتم: کیانوش راستی! خیلیا هستن  که میگن گفتمان چه دردی از مردم رو دوا میکنه؟میگن اصلا  گفتمان یعنی چی؟ 

ادامه ی مطلب  در روز دو شنبه 10 بهمن ماه 90

+ نوشته شده در  شنبه هشتم بهمن 1390ساعت 18:12  توسط   | 

برره ای ها به مجلس میروند!!!!!(10)

همین جا بود که طغرل پیداش شد. بعد از سلام و علیک به کیانوش گفت: چُمپِتِ کَتَ کَله! امیدوارم دیگه کارهای سیاسی نکنی! شیرفهم شد؟ کیانوش چیزی نگفت. بعد از رفتن طغرل، کیانوش گفت: اونقد سیاسی بازی زیاد شده که سیاسی کاری هم جرم شده! بهش گفتم: کیانوش یه سوال  هست که فکر منو مشغول کرده، تو چرا کاندید اینجا نمیشی؟ کیانوش که انتظار یه همچین سوالی رو نداشت، جواب داد: بابا دست بردار!

ــــ جدی میگم. تو تحلیل سیاسی ت حرف نداره، دردفهمی، باتجربه ای،  واقعا میتونی از حقوقی که مردمِ اینجا دارن دفاع کنی.

کیانوش میدونی که مجلس ویترینِ این نظامه، و این ما هستیم که این ویترین رو می سازیم. به نظر خودت واقعا وقتش نیست؟؟؟

کیانوش خندید و گفت: منو کردی ابراهیم کرامت فر2؟

ـــ راست میگم.فکر می کنی چرا ما دنبال امثال ابراهیم کرامت فر رفتیم؟ دلیل های زیادی هست.

دلیل های زیادی که برمی گرده به کار مجلس. خودت خوب میدونی مجلس دو تا کار خیلی مهم رو انجام میده. یه بعدش تصویب قانونه،دومیش بعد نظارتیه. میخوام یه تیکه ی کوچیک از کار مجلس ولی تاثیرگذار توی زندگی مردم رو برات بگم. میدونی کار دیوان محاسبات چیه؟

ــــ آره وظیفه ش  پاسداری از بیت الماله.

ـــ ایول! یعنی مشخص می کنه که بودجه ای که مال مردمه، چطور خرج شده؟ آیا واقعا جایی که باید، و جوری که باید، خرج شده یا نه؟ و میدونی که دیوان محاسبات زیر نظر کجاست؟

کیانوش جواب داد: مجلس! گفتم: ما نماینده ای رو می خوایم که از این ابزار نظارتی به درستی استفاده کنه و خدایی نکرده سر حقوق  مردم با  دستگاه های تحت نظارتش معامله نکنه!

میدونی مشکل ما چیه؟ مشکل ما اینه:  اونقد که واسه انتخاب کردن یه رئیس جمهور وقت می ذاریم، برای انتخاب یه نماینده ی مجلس وقت نمی ذاریم...

ادامه مطلب روز پنج شنبه 6 بهمن 90

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم بهمن 1390ساعت 17:18  توسط   | 

برره ای ها به مجلس میروند!!!!!(9)

وقتی کیانوش ازم پرسید: به نتیجه ای هم رسیدین؟ جواب دادم: آره! راستش تنها ما نبودیم که دنبال یه آدم خاص و تازه می گشتیم. انگار خیلیا این نیاز رو احساس کرده بودن که مجلس باید نو بشه. به قول خودمون پوست بندازه.

ــــ میشه بگی این خیلی ها چه کسایی هستن؟

ــــ ازاساتید دانشگاه بگیر تا دانشجو، کارمند، کشاورز، کارگر، روحانی....

کیانوش که کلافه شده بود،گفت: ای بابا،مخمونو خوردی ،بگو بینم کیه؟ قیافه ی کیانوش رو که دیدم،نمیدونم چرا، ولی خوشم می اومد اذیتش کنم. به خاطر همین سکوت کردم. کیانوش که کارد می زدی خونش در نمی اومد،گفت: زود باش، رو اعصابم نرو یا بگو یا بی خیالِ ما شو!!!

گفتم: قاط نزن! ابراهیم کرامت فر.

ــــ واقعا.همین ابراهیم کرامت فر که ازش برام گفتی؟

ــــ آره.راستش یادمه اولین باری که رفتیم پیشش خیلیا بودن که ازش خواستن کاندیدا بشه اما قبول نکرد.بعد از چندین جلسه ی گفت وگو، وقتی اصرارِ زیاد و دلایلِ منطقیِ ما رو دید، قبول  کرد. میدونی کیانوش، یه بیت شعره که خیلی وقتا ورد زبونِ ابراهیم کرامت فر، و منم خیلی دوسش دارم:

« ما زنده به آنیم که آرام نگیریم، موجیم که آسودگی ما عدم ماست»

کیانوش  آروم  گفت: میخوام بیشتر از اینا بشناسمش....

ادامه ی مطلب روز دوشنبه 3بهمن 90


برچسب‌ها: ابراهیم کرامت فر, انتخابات مجلس 9
+ نوشته شده در  شنبه یکم بهمن 1390ساعت 16:21  توسط   | 

برره ای ها به مجلس میروند!!!!!(8)

وقتی کیانوش ازم پرسید:یعنی چی داشت مثل برره میشد؟

جواب دادم: یعنی اونایی که وظیفه شون حکم می کرد بیان تو میدون، تو خونه نشستن.

 با حالت خاصی بهم گفت: واقعا!!! یعنی مجلس نهم.....

گفتم: مگه ما مرده باشیم. مگه دانشجوها خواب باشن!!!! نه بابا نذاشتیم. راستش دنبال یکی بودیم که از جنس خودمون باشه، مثلِ دانشجو حق طلب باشه.یه خدا شناسِ واقعی باشه،از همه مهم تر صراحت بیان داشته باشه یعنی بتونه از حقوق همه ی مردم دفاع کنه؛ چه کارمند ، چه مستضعف ، چه کشاورز، چه دانشجو.....( جلوی پیشنهاداتی که به نفع عده ی خاص هست رو، تو مجلس بگیره) انتقادپذیر باشه (وقتی ازش انتقاد کنیم، له مون نکنه!!! )، کسی رو می خواستیم  که عضو هیچ  حزبی نباشه، ولایت پذیر باشه یعنی اجازه نده حرفای ولی فقیه تو مجلس رو زمین بمونه، مهمتر از همه  بریز و بپاشِ اقتصادی نداشته باشه، تو جریان مبارزه با مفاسد اقتصادی علمدار باشه....

کیانوش  لبخند زد و گفت: بابا بی خیال! به قول معروف « گشتم نبود ،نگرد نیست» با این  چیزایی که تو میگی،  باید خدا فرشته خلق کنه میدونی که...

جواب دادم: به قول قدیمیا «گل بی عیب خداست» ولی دلیل نمیشه دست رو دست بذاریم. میدونم چی میگی اما هر کسی یه سری ویژگی های مثبت  و یه سری ویژگی های منفی داره، مهم اینه اولا ویژگی های مثبتش بیشتر باشه، ثانیا ویژگی هاش طوری باشه که بتونه  انتظاراتی که  از یه نماینده ی مجلس میره  رو، به  بهترین شکلِ ممکن،  برآورده کنه!

وقتی به کیانوش نگاه کردم از شش دونگ چهره ش میشد فهمید که هنوز سوال داره. به ثانیه نکشید که پرسید: حالا تونستید اون کسی که   به درد بخورترین هست،  رو پیدا کنید؟

 ادامه ی مطلب روز شنبه اول بهمن 90

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم دی 1390ساعت 15:29  توسط   | 

برره ای ها به مجلس میروند!!!!!(7)

کیانوش سرش پایین بود و تو فکر. واسه اینکه از فکر درش بیارم، گفتم: درست سر وقت دیدمت.

با تعجب پرسید: چرا؟

گفتم: آخه مخم سوت کشیده بود. واقعا مردمِ اینجا، چه جور نماینده ای میخوان بفرستن مجلس؟  کسیکه میلیارد میلیارد خرجِ تبلیغات  میکنه؟ یا اونکه با پول و نوچوفسکو رای مردم رو می خره؟در صورتی که همین تبلیغات رو میشه با خرج  کمتری انجام داد. از طرفداراشون  که دیگه هیچی نگو! به نظر میاد  بیشتر دنبال منافع شخصی خودشون هستن تا انتخاب مناسب ترین فرد!!!

ساکت شدم. هر دومون میدونستیم حقیقت داره! همین جا بود که کیانوش گفت:اونا تقصیر ندارن. مشکل از امثالِ  من و توئه.

فکم افتاده بود. با تعجب گفتم: یعنی تقصیر ماست که اونا دارن اینطور نماینده انتخاب می کنن؟؟؟ جواب داد: آره... آره چون  مردم یا باید شیرفرهاد رو انتخاب کنن یا کیوون رو. انتخاب دیگه ای ندارن! تقصیر آدم حسابی هاشونه. درست جایی که باید باشن نیستن!

تو فکر رفتم راست می گفت. همین جا بود که کیانوش  مثل کسی که تازه جون گرفته باشه، پرسید: راستی از انتخابات شیراز چه خبر؟ گفتم : جات خیلی خالیه، شیراز هم یه جورایی داشت مثل برره می شد.

ـــ یعنی چی داشت مثل برره می شد؟

ادامه ی مطلب در روز پنج شنبه 29 ی ماه 90

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم دی 1390ساعت 19:44  توسط   | 

برره ای ها به مجلس میروند!!!!!(6)

بعد از یه احوال پرسی گرم با کیانوش، که تقریبا شاخ دار شده بود،اخه من کجا و برره کجا؟؟؟ به پیشنهادش رفتیم کنار رودخونه ی معروف برره.

 بهش گفتم: آخه  با مرام، تو نباید یه خبری از رفیقت  بگیری؟؟؟ اصلا چی شد یهو غیبت زد؟؟؟ بهم گفت: ای بابا! به قول حسین پناهی «از آجیل سفره ی عید، چند پسته ی لال مانده ست، آنها که لب گشودند، خورده شدند. »

منظورشو نفهمیدم. کیانوش بهم نگاه کرد لبخند تلخی زد و گفت:مث اینکه نگرفتیا! به خاطر مقابله با جریان انحرافی تبعیدم کردن.

گفتم: نکنه تو هم شدی مث ابراهیم!!!

ـــ کدوم ابراهیم؟

 ـــ ابراهیم کرامت فر!!! آخه اونم حاضر نشد تو حوضه ی مسئولیتش تن به خواسته های غیر قانونی جریان انحرافی بده. به خاطر همین به قول برره ای ها  مجبورش کردن  از خودش استعفا در وَکنه!!!

ـــ مگه سمتش چی بود؟

ـــ مسئول اداره نظارت و ارزیابی و رسیدگی به شکایات مردمی استانداری بود. با حالت عجیبی نگام کرد. انگار با  کرامت فر هم درد بود....

ادامه ی مطلب درروز چهارشنبه 28 دی ماه 90

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم دی 1390ساعت 18:41  توسط   | 

برره ای ها به مجلس میروند!!!!!(5)

بعد از کلی قاط زدن، تازه آروم شده بودم  که  یهو چشمم افتاد به وگوری؛ که  از ستاد شیرفرهاد اومد بیرون، با کلی پول تو دستش.

شدیدا مشکوک می زد. به  2 سوت نکشید که فهمیدم تردیدم بیخود نبوده و پول کار خودشو کرده.  وگوری بین جمعیت  ایستاد و شروع کرد از شیرفرهاد خان تعریف کردن!!! برره ای ها هم کم نگذاشتن و یک صدا با وگوری می گفتن: شیرفرهادِ برره   کاندیدای برتره!!!

فکرم دیگه کار نمی کرد. به عبارتی کم آورده بودم! همین لحظه  نگاه  پراز تاسفی  نظرم رو به خودش جلب کرد. باورم نمی شد خودش بود،  کیانوش!!!  رفتم نزدیکش اما اونقدر تو فکر بود که  نفهمید...

ادامه ی مطلب در روز سه شنبه 27 دی ماه 90

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم دی 1390ساعت 23:21  توسط   | 

من اینجا

 

من اینجا ریشه در خاکم

من اینجا عاشق این خاک اگر آلوده یا پاکم

من اینجا تا نفس باقیست می مانم

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم دی 1390ساعت 20:51  توسط   |